برند و برند سازی

نزدیک بینی برند

اصلی ترین نکته بین محصول معمولی و یک برند در چیست ، قطعا پایه برند، یعنی تمایز تفاوت و خاص بودن امروز برندها ارزشمندترین دارایی ناملموس و نامشهود شرکتها ، سازماتها و حتی افراد است.
اما برندهای خوب و کارا اتفاقی و یک شبه ساخته نمیشوند و براحتی هم بازار را از دست نمیدهند.
آنها سالها آزمون و خطا داشته اند، شکستهای بزرگ را تجربه کرده اند و سعی کردند در ذهن و قلب مخاطبین خود نفوذ و رسوب کنند تا مانا و پایا باشند.
شاید هنوز هم بزرگترین شکست تاریخ برند را ، نیوکوک شرکت کوکاکولا میدانند و یا مثلا تولید عطر توسط هارلی دیویدسون، ولی آنها دوباره سراپا شدند و ادامه دادند که امکان دارد برای اشل و حجم و اندازه برندهای کوچک این اتفاقات کاملا کشنده و نابود کننده باشد.

 

چرا گاهی برندها به نقطه ای میرسند که فقط درآمد یا مخاطب بیشتر مهم‌ میشود ؟
آیا مثلث : قدرت شهرت ثروت همیشه باعث تعالی هم‌ میشود ؟
برندها باید آینده پژوه باشند، یا آینده نگر و آینده نگار ؟

در اینجا، کوتاه درباره نگاه و نگرش کلی برندها به آینده و حال خود میپردازیم، پدیده ای بنام نزدیک بینی برند، که در چهار فرم اصلی برندها ( محصول-خدمت ، شرکت-سازمان ، جغرافیایی-مکان-شهر-کشور و برندشخصی ) اتفاق می افتد.

 

نزدیک بینی برند BrandMyopia چیست ؟!

درواقع خلق این ترکیب واژه از اختلالی در انسان و کیفیت بینایی اش است.
چشم ما ، نوشته‌ها و علامتها را در فاصله نزدیک خوب تشخیص می‌دهد ولی در فواصل دور (نسبت به افراد سالم) نمی‌تواند تشخیص مناسبی داشته باشد. تار میبیند، یا وضوح و کیفیت کم است.

مدتی است به علت گسترش فضای مجازی و قدرت انکارناپذیر وب ، در مدیریت استراتژیک برند و برندسازی هم معمولا این اتفاق خیلی بین کارآفرینان، صاحبین کسب و کار و مدیران میانی حوزه برند شایع شده است.
نوعی نگاه اجمالی و کوتاه مدت و معمولا تکیه بر تبلیغات انبوه. بدون در نظر گرفتن موقعیت برند، شرایط محیطی و اجتماعی و اقتصادی و…درواقع عدم موفقیت یک سازمان، کسبوکار، شخص و… در تعریف دقیق و جامع و کلی اهدافش تمرکز بیش از حد بر روی محصول یا خدمت را نزدیکبینی گویند( نوک دماغ را فقط دیدن ) ، مثلا فروش بیشتر داشته باشیم، فالوئر بیشتر داشته باشیم، معروفتر شویم، شبعات جدید احداث کنیم، محصولات دیگری تولید کنیم و…

 

چرا دوست داریم زود نتیجه بگیریم ؟

عدم توجه و درک نیاز شفافیت بسیار عامل مهمیست. آیا یک برند در هر شاخه ای (محصول، خدمت، شرکت، سازمان، موقعیت، فرد و… ) فقط باید کوتاه مدت نگاه استراتژیک و برنامه ریزی داشته باشد یا بداند که در طی زمان میتواند محبوب، مطلوب و مقبول واقع شود ؟
برندها در بهترین حالت از هر جنس و فرمی حداقل بین ۳ تا ۵ سال زمان برای ریشه دوانی و ساخت پایه های اصلی خود نیازمند هستند.

اما زیاد مشاهده میشود که مدیران و صاحبین برند یا درگیر خصوصیات و مزیتهای محدود برند خود میشوند و فکر میکنند اگر فقط روی یک مزیت تکیه و تمرکز کنند زودتر موفق خواهند شدیا برعکس در ابعاد مختلف خودرا گسترش دهند.
بهترین نکته این است که نباید درگیر کوتاه نگری و بازده های کوتاه مدت شد و فقط نزدیک را دید.
برندی موفق است که آهسته و پیوسته و هوشمندانه حرکت کند، دقت به جزئیات، کیفیت، ارتباط صمیمانه و واقعی با مخاطبین و…

 

نویسنده : امید ملائکه
مدیر و موسس ایران برندینگ

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا