برند و برند سازی

موفقیت چیست؟ چگونه موفق باشم؟

این سوالی است که برای انسان همیشه دغدغه بوده و خواهد بود. انسان ذاتا موجودیست اجتماعی و در تعامل با دیگران. مس نیاز به دیده شدن و تحسین دیگران برایش مهم است و طبیعی هم است. باید محرکی هدفی باشد تا برایش جنگید و پیروز شد

تصویر و تفسیر متفاوتی برای هر کس از موفقیت وجود دارد. شاید اکثر ما موفقیت را در پولدار شدن و ثروت میدانیم درصورتی که ثروت تعاریف مختلفی دارد و فقط پول نیست.
(حتما شنیده اید که میگویند زمان ، سلامتی و مرگ را نمیشود خرید)
گرچه نمیشود انکار کرد که ثروتمند بودن برای انسان آسایش و رفاه میآورد ولی الزاما این به معنی آرامش داشتن نیست.

بعضی موفقیت را مدرک دانشگاهی، بعضی کمک کردن به دیگران، بعضی موقعیت شغلی و افرادی هم موفقیت را ترکیبی از همه اینها میدانند که این بهتر است، یعنی متناسب رفتار و اقدام کردن در تمام جهات زندگی.

موفقیت صفر و یک نیست مطلقا سیاه و سفید نیست بلکه در پس شکستها و پیروزها در طی زملن و با تکامل و رشد انسان اتفاق میافتد.
هر لحظه باید یک قدم نسبت به دیروز جلو تر باشید.
موفقیت یعنی یاد بگیریم که همیشه باید یاد بگیریم، تخصصی داشته باشیم و در آن متمرکز باشیم. البته استمرار و تداوم و صبر هم داشته باشیم.
نقات قوت و ضعف خود را بشناسیم، از شکست نترسیم و با برنامه ای شفاف، واقعی و مکتوب زندگی کنیم نه صرفا در رویا و خیال
موفقیت یک شبه و یک ساله ساخته نمیشود. گیاهی است که سالها زمان‌ میبرد تا میوه ای شیرین دهد. مثلا درخت گردو بعد از تقریبا ده سال به شما گردو مرغوب میدهد.
پس لطفا دنبال قرص و آمپول موفقیت زودبازده نباشید و خود را گول نزنید.

موفقیت در نهایت یعنی :
لذت بردن از داشته ها در زندگی، حال خوب داشتن، خوشحالی و رضایت درونی ، و احساس آرامش

المانهای موفقیت چیست ؟
از کجا شروع کنم ؟

با کلماتی که با حرف ت شروع میشوند، این موارد مهم در موفقیت شخصی و شغلی را میگوییم :

تخصص :
باید حرفه ای یا کاری و فنی را خوب یاد بگیرید و در آن خبره بشوید
تمایز :
نسبت به دیگران تمایز داشته باشید
تمرکز :
کلید موفقیت عمیق و دقیق شدن است یعنی تمرکز و دور بودن از چندشاخگی و همه کاره بودن
تعهد :
متعهد به خودتان و اهدافتان باشید و نگذارید زود خسته و نا امید بشوید
تناسب :
هدف و حرفه ای را انتخاب کنید که متناسب با شخصیت و روحیات شما باشد همچنین متناسب با شرایط اجتماعی و محیطی که در آن هستید
تحقیق :
همیشه باید در حال یادگیری باشید
تدبیر :
بدانید کجا باید سکوت کنید یا کجا ترمز کنید. فقط همیشه در حرکت بودن خوب نیست، گاهی باید توقف کرد،استراحت کرد و تجدید قوا کرد. تدبیر یعنی هر سخن جایی و هر نکته مکانی
یعنی با واقعیات زندگی روبرو شدن
تداوم :
اگر استمرار و تداوم نداشته باشید با اولین شکست کنار میکشید. موفق شدن در هر کاری نیاز به تلاش مداوم و مستمر و صبر دارد.

اصل ۹۰ به ۱۰ برای موفقیت چیست؟

این اصل می‌گوید: ۱۰ درصد زندگی خارج از کنترل است ولی ۹۰ درصد آن تحت کنترل خود ماست و خوب یا بد بودن آن به واکنشهای ما مربوط می‌شود.
(همه چیز از خود ما شروع میشود)
تأخیر ساعت پرواز هواپیما، خراب شدن ماشین یا فوت یکی از نزدیکان مان دست ما نیست، ما روی این ۱۰ درصد کنترلی نداریم ولی ۹۰ درصد باقی متفاوت است!
نگذارید مردم روی زندگی شما تأثیر منفی بگذارند
هر عکس العملی می‌تواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل کند.
به عنوان مثال، سر میز صبحانه نشسته‌اید که یکدفعه دست دختر کوچکتان به لیوان چای می‌خورد و محتویات آن روی لباس شما می‌ریزد.
چیزی که اتفاق افتاده ابداً تحت کنترل شما نبوده
اما کاری که شما بعد از افتادن این اتفاق می‌کنید همه چیز را مشخص می‌کند؛ شما عصبانی می‌شوید و سر دخترتان داد می‌زنید. او شروع به گریه کردن می‌کند.
حالا با خشم، همسرتان را به خاطر گذاشتن لیوان چای روی لبه میز دعوا می‌کنید و با عجله می‌روید بالا و لباستان را عوض می‌کنید و بر می‌گردید پایین
اما می‌بینید دخترتان به خاطر گریه کردن نتوانسته صبحانه‌اش را تمام کند و برای مدرسه رفتن آماده شود.
سرویس دخترتان می‌رود!
همسرتان باید سریع برود سر کار، شما ماشین را بر می‌دارید تا دخترتان را به مدرسه برسانید. چون عجله دارید جایی که باید با سرعت ۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنید با سرعت ۹۰ کیلومتر رانندگی می‌کنید.
شما بعد از هدر دادن پولتان برای جریمه سرعت غیرمجاز با ۱۵ دقیقه تأخیر به مدرسه می‌رسید.
دخترتان با عجله بدون خداحافظی به طرف در می‌دود.
شما نیز با نیم ساعت تأخیر به محل کارتان می‌رسید، اما می‌بینید کیفتان را فراموش کرده‌اید! روز شما خراب می‌شود و همینطور خراب‌تر.
بالاخره با خستگی بر می‌گردید خانه و بدیهی است که جو خانه مثل هر روز نیست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هرسه شما روز بدی داشته‌اید. چرا؟

به خاطر عکس العمل شما هنگام صبحانه خوردن.
چرا شما روز افتضاحی داشتید؟
الف تقصیر چای بود؟
ب تقصیر دخترتان بود؟
پ تقصیر پلیس بود؟
ت تقصیر خودتان بود؟

جواب قطعاً «ت» است.
ریختن چای تقصیر شما نبود اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان ۵ ثانیه، روز شما را خراب کرد.

حالا ببینید این روز می‌توانست چگونه باشد:
چای روی لباس شما می‌ریزد. دخترتان خیلی ناراحت می‌شود.
شما می‌گویید «عیبی ندارد عزیزم، دفعه بعد حواست را بیشتر جمع کن.»
حوله را از روی صندلی بر می‌دارید و سریع می‌روید بالا، پیراهن دیگری می‌پوشید و کیفتان را بر می‌دارید و سریع می‌آیید پایین، در همین لحظه دخترتان را از پنجره می‌بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد.
شما ۵ دقیقه زودتر به کارتان می‌رسید، به همکارانتان سلام می‌کنید و با نشاط و انرژی روی کارتان تمرکز می‌کنید

دو سناریوی مختلف، شروع‌های یکسان، پایان‌های خیلی متفاوت! چرا؟
به خاطر عکس العمل شما
به شما می‌گویند شاید از کارتان اخراج شوید؟ به جای اینکه عزا بگیرید و بی خواب بشوید دنبال یک کار تازه باشید
قبول دارم وقتی واقعاً این موضوع پیش بیاید کار سختی است و نمی‌شود راجع به چیز دیگری حرف زد ولی سعی‌تان را بکنید. خواهید دید که قوی‌تر و قوی‌تر می‌شوید.
هواپیما تأخیر دارد؟ برنامه کاری‌تان را به هم زده است؟
به جای فحش دادن به زمین و زمان و اخم کردن به مهماندارها از وقتتان برای یاد گرفتن چیزهای تازه یا شناختن بقیه مسافرها استفاده کنید.
گاهی این کارها که به نظر مسخره می‌آیند (مثلاً ً شناختن سایر مسافرها هنگام تأخیر پرواز) زندگی‌تان را طوری متحول می‌کند که خودتان باورتان نمی‌شود
فرصت‌های خوب همیشه آن لحظه که انتظار دارید سر راهتان نمی‌آیند گاهی باید خودتان ماجرا جو باشید و آن‌ها را پیدا کنید.
عصبانی بودن و از روی عصبانیت رفتار کردن، همه چیز را بدتر می‌کند.
اکنون اصل ۹۰ به ۱۰ را به خوبی شناخته‌اید، کاری که باید بکنید این است که با بستن این صفحه آن را از یاد نبرید و آن را در موقعیت‌های واقعی در زندگی‌تان به کار بگیرید.
فقط یک بار امتحان کنید، مثلاً در یک جر و بحث سعی کنید همه چیز را به طرز مثبت تغییر دهید و اگر همه چیز خوب پیش رفت فکر کنید که اگر این کار را نمی‌کردید چه اتفاق‌هایی می‌توانست بیفتد
مداد سیاهی که من دارم می‌تواند اثرهای چند صد هزار دلاری خلق کند اما من نمی‌توانم!
بستگی دارد چه کسی، چطوری از آن استفاده کند

اصل ۹۰ به ۱۰ و امثال آن می‌توانند بدترین زندگی‌ها را به بهترین زندگی‌ها تبدیل کنند. باز هم بستگی به این دارد که چه کسی، چطوری از آن استفاده کند.

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا