امروز دنیای جنگ و التهاب است؛ دنیایی پر از تنشهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و… مسئلهی منافع، کمبود منابع مهم، افزایش جمعیت، رشد اقتصادهای نوظهور و فرمانروایی هوش مصنوعی همه چیز را مبهم کرده است.
اما اکوسیستم کسبوکار، مدیریت، بازاریابی و فروش، برندسازی، تبلیغات و… در ایران تجربهی متفاوتتری برای رهبران و مدیران رقم زده است. عدم قطعیت یک قطعیت شده است و مدیران نمیدانند آینده نزدیک چه میشود، چه باید کرد و نهایتاً استراتژی یا تصمیم درست چیست؟
همه درگیر بقا هستیم و درباره پول خود فکر میکنیم: طلای آبشده بخریم؟ تبلیغات کنیم؟ دلار بخریم یا ملک؟ نهایتاً چه هدفی را انتخاب کنیم؟
اهمیت برنامهریزی پیش از شروع کسبوکار

حالا زمانی مسئله دشوار تر خواهد بود که شما میخواهید یک شغل، استارتاپ یا یک برند جدید بسازید. هدفتان این است کسبوکار خود را شروع کنید و حالا باید نسبتاً دلتان قرص باشد که نتیجه میگیرید. بهترین راه این است برنامه و طرح مشخص و شفافی داشته باشید. بهترین کار برای موفقیت شخصی و موفقیت شغلی این است که ابتدا یک چکلیست تهیه کنید و سوالات کلی از خود بپرسید.
سایمون سینک در کتاب «با چرا شروع کنید» میگوید: «همه چیز برای یک تجارت موفق از پرسش خوب شروع میشود.» رهبران کسبوکار پرسشگر هستند و بهدنبال جوابهای درست میگردند. آیا شما در زندگی شخصی و شغلی خود سوالات درستی از خود و دیگران میپرسید؟
۲۰ سوال حیاتی قبل از راهاندازی کسبوکار

در اینجا ۲۰ سوال مهم که قبل از شروع یک کسبوکار موفق باید از خود بپرسید آورده شده است. این کسبوکار میتواند یک استارتاپ باشد، یک آنلاینشاپ باشد یا یک کافه رستوران. بیزینس مدل و بیزینس پلن شما باید قبل از شروع و سرمایهگذاری تدوین شود. در مدیریت کسبوکار جملهای است که میگوید: «اگر چیزی روی کاغذ منطقی و اجرایی نباشد، در عمل هم شکست میخورد.»
- چرا میخواهم این کار را شروع کنم؟
- قصد راهاندازی چه نوع کاری را دارم؟
- جامعه هدف، مشتریان هدف و مخاطبین کسبوکار من چه کسانی هستند و یا خواهند بود؟
- قصد ارائه چه محصول یا خدمتی را دارم؟
- آیا وقت، سرمایه و نیروهای لازم را برای این کار خواهم گذاشت یا خواهم داشت؟
- تفاوت و مزیت رقابتی اصلی ما در برابر رقبای بازار چیست؟
- محل کار من کجاست؟ موقعیت مکانی چگونه است؟ تحقیقات بازار من از کی شروع شود؟ چه مناطقی قرار است هدف ما باشد؟
- به چند نفر کارمند یا کارگر و نیروی انسانی نیاز داریم و تخصصها و مهارتهای فنی آنها دقیقاً قرار است در چه سطحی باشد؟
- آیا کسبوکار و برند ما نیاز به تأمینکنندگان خاصی دارد؟ آنها را چطور باید شناسایی کنیم؟
- سرمایه اولیه مورد نیاز برای شروع چقدر خواهد بود و چقدر باید سرمایه ثانویهی نوسانی تورمی را در نظر بگیریم؟
- آیا در اوایل یا توسعه کار به وام و یا کمک مالی هم نیازمندم؟
- چه زمانی مورد نیاز است تا کالا یا خدمت کاملاً آماده شود و چه زمانی به بازار ارائه شود؟ بازار آنلاین است یا آفلاین یا بهصورت هر دو مورد؟
- چه مقدار به فضای اینترنت و دیجیتال آشنا هستم؟ چه چیزهایی در اینترنت برای این کسبوکار مهم خواهد بود و باید پیگیر باشم؟ (طراحی وبسایت، شبکههای اجتماعی و…)
- رقبای کسبوکار در این حوزه چه کسانی هستند، کجا ایستادهاند و چه مسیری را رفتهاند؟ آیا من درباره مسیر و استراتژیهای عملیاتی خود فکر کردهام؟
- قیمتگذاری محصول و استراتژی آن چگونه است؟ و حاشیه سود ما در کجاست؟
- چگونه مستندات قانونی طرح را آماده کنم و از قبل آیا میدانم برای این کسبوکار به چه چیزهای قانونی نیاز است؟
- چگونه باید مطرح بشوم و دیده شوم؟ برنامه بازاریابی، مدیریت تبلیغات و استراتژی برندینگ من چیست؟
- چگونه باید ارتباطات خود را قبل از شروع قوی کنم؟ هویت بصری، اسم برند و داستان برند ما چیست؟
- مسیر مدیریت کسبوکار من چطور خواهد بود؟
- چگونه محصولات و خدمات خود را میتوانم بهبود و توسعه دهم؟ برای آن برنامه و فکری دارم؟
جمعبندی: استراتژی، کلید بقا در بازار رقابتی
در پایان باید توجه کنیم بازاریابی و استراتژی فروش یعنی ابتدا بدانیم ما چه کسی هستیم، چه محصولی داریم، کجا این خدمت یا محصول قرار است ارائه شود، چه قیمتی دارد و چطور قرار است محصول و خدمت ما بیشتر و بهتر دیده شود. این نگاه که توسعه کسبوکار و برندسازی با تبلیغات است و یا بازاریابی فقط افزایش حجم فروش است، نگاه صفر یا صدی و اشتباهی است.
مدیران و رهبران کسبوکارهای موفق به دنبال سوالاتی هستند که قبل شروع از خود میپرسند؛ زیرا بازار امروز بیرحم و شدیداً رقابتی است. یعنی اگر چیزی را روی کاغذ نفهمید و یا نتوانید برنده باشید، احتمالاً در عمل و اجرای آن هم موفق نخواهید بود و هزینهای که کردهاید را باختهاید. بیگدار به آب نزنید، مشورت بگیرید و آموزش ببینید.
آیا برای پاسخ دادن به این ۲۰ سوال حیاتی نیاز به راهنمایی تخصصی دارید؟ همین حالا فرم مشاوره را پر کنید تا با تدوین یک نقشه راه اصولی، شروعی قدرتمند در بازار داشته باشید.
بله، اگر با استراتژی درست وارد شوید. همانطور که در متن اشاره شد، «عدم قطعیت» به یک ویژگی ثابت تبدیل شده است. در چنین بازاری، کسانی برنده میشوند که بهجای ترس، با برنامهریزی منعطف و در نظر گرفتن سرمایههای ثانویه و تورمی، کسبوکار خود را شروع کنند.
در مدیریت اصلی وجود دارد که میگوید: «اگر طرحی روی کاغذ منطقی نباشد، در عمل حتماً شکست میخورد.» بیزینسپلن مانند نقشهی راه است که خطرات، هزینهها و مسیر سوددهی را پیش از صرف هزینه واقعی، برای شما شفاف میکند.
بسیاری تصور میکنند بازاریابی یعنی فقط تبلیغ کردن. اما استراتژی بازاریابی یعنی ابتدا بدانیم چه کسی هستیم، مشتری ما کیست و چه مزیتی داریم. تبلیغات تنها ابزاری برای رساندن این پیام است. بدون استراتژی، تبلیغات فقط هدر دادن پول است.
علاوه بر سرمایه اولیه برای تجهیزات و شروع کار، شما باید حتماً «سرمایه در گردش» و «سرمایه احتیاطی» را برای پوشش نوسانات قیمت در ماههای اول در نظر بگیرید. در سوال دهم چکلیست مقاله، دقیقاً به اهمیت پیشبینی سرمایه ثانویه اشاره شده است.
مهمترین سوال «چرا؟» است. همانطور که سایمون سینک میگوید، باید بدانید چرا میخواهید این کار را شروع کنید و چه ارزش افزودهای برای مشتری دارید. اگر «مزیت رقابتی» و دلیل وجودی خود را ندانید، در بازار بیرحم امروز دوام نخواهید آورد.
