آیا ما همهٔ جنبههای یک گزاره را در نظر میگیریم یا ذهن ما سریعاً اولین نمایهٔ موجود را میپسندد و تأیید میکند؟
امروز ما با انبوهی از انواع اطلاعات روبهرو هستیم، که ذاتاً بهراحتی نمیشود سره از ناسره را تشخیص داد. عصر غرق شدن در شبکههای اجتماعی و البته بحران بیشتر دیده شدن است. گرچه انسان ذاتاً موجودی اجتماعی و میل به تأیید و تمجید دارد؛ اما آیا در فرایند خلق و ساخت برند شخصی یا پرسونال برند خود، اعتبار و عیار ما متر و سنجهٔ درستی در دست داریم؟
آیا فقط دیده شدن و افزایش تعداد مخاطبین، هدف برندسازی است؟
آیا ما انتخابهای درستی در پروسهٔ برندینگ شخصی یا پرسونال برندینگ داریم؟
یا بهقول ویلیام آرودا، از متخصصین حوزهٔ برندسازی شخصی، فقط یک بلندگو بهدست گرفتهایم و فریاد میزنیم: “من را ببینید. من را بشنوید.”
گرچه انسانشناسی، جامعهشناسی و روانشناسی شخصیت اعتقاد دارد انسان ذاتاً موجودی قدرتدوست و برونگراست و میل به دیده شدنش از زمانیکه اجداد ما بر دیوار غارها نقاشی میکشیدند و آن را به همنوعان خود توضیح میدادند تا بیشتر دیده شوند (تا شاید زوج بهتری نصیبشان شود)، تا به امروز که فریادهای دیجیتالی ما هر روز مثل ویروس پراکنده میشود، شکل گرفته است. هر کسی حالا اکانت اینستاگرامی دارد و رقابت بر سر شهرت و ثروت است.
انسان همیشه در نهان و نهاد خود میل به قدرت و شهرت داشته و خواهد داشت و این قابل تغییر نیست. اما میشود آوازه و شهرت را مدیریت و کنترل کرد و در مسیر درست و شفاف یک پرسونال برند نیکو ساخت. شهیر بودن لزوماً بد نیست.
سیستم آموزشی و خطاهای شناختی

سیستم آموزشی کشور ایران، متأسفانه بهطریقی مدلهای ذهنی و نگاه ما را نامناسب و قدیمی شکل داده است که گاه دچار خطاهای اولیهٔ تشخیصی میشویم. مثلاً:
وقتی راجع به مبحث جذاب پرسونال برندینگ یا برندسازی شخصی صحبت میکنیم، نمیتوانیم بگوییم المان یا فاکتور شهرت در آن مهم نیست.
نمیشود نقش مهم و قدرت سوشیال مدیا یا همان شبکههای اجتماعی را نادیده گرفت.
قطعاً یک برند شخصی با دوام و با عیار، شهرت دارد، طرفدار دارد، رقیب دارد، رفیق دارد و حتماً هم که دشمن دارد.
با یک دور چرخیدن در اینستاگرام متوجه میشویم این اشتیاق و میل به دیده شدن، شنیده و در نهایت پسندیده شدن، در اکثر ما دیده میشود. همه تلاش میکنند با کمترین زحمت، مطالعه، تلاش یا عمق در موضوع، فن و تخصصی، فقط مخاطب بیشتری داشته باشند و مشهور شوند (گاهاً با هر مسیر و انتخابی که شده).
گرچه مثلاً افرادی مثل کیم کارداشیان بدون هیچچیز به همهچیز رسید! و کلی نمونه از بلاگرهای ایرانی هم همینطور. اینجا نقش ابعاد و انواع شهرت در یک برند شخصی خود را نشان میدهد.
اما نباید نقش مانایی، جانایی و پایایی یک برند هم در طی زمان فراموش شود. برندها ارزشمند هستند، ارزشآفرینند و اصولاً چه یک برند شخصی و چه یک برند محصول یا خدمت، سعی نمیکند بههر قیمتی همه را داشته باشد.
و برندینگ و برندسازی آن نیست که شما هرطور هم که شده فقط دیده شوید. اصولاً معمولیها تلاش میکنند بیشتر دیده شوند، اما برندها در هر جنس و فرمی، عیار خود را حفظ میکنند.
اما معنی شهرت چیست؟

در لغتنامهها آمده که: شهرت یعنی هر چیزی از خوبی و یا بدی که همه کس آن را دانسته باشد.
“شهرت آفت است و همه آن خواهند و خمول راحت است و همه از آن گریزند.” (کیمیای سعادت)
آوازه گویندش، یا نیکنامی و بدنامی. البته یکی از بهترین مترادفهای شهرت، آشکار شدن است؛ “چون پرده درافتد…”
وقتی راجع به رشد شخصی، توسعهٔ کسبوکار و برندینگ صحبت میکنیم میگوییم:
“تنی هم باید باشد تا لباس بر آن بنشیند.” قاعدتاً باید فن، دانش، حرفهای یا توانایی، و حرفی برای گفتن داشته باشید تا آوازهای داشته باشید وگرنه که وارونهٔ شهرتید.
وقتی حرف از قدرت در شهرت میشود، نکتهٔ مهمی را باید مجدداً مرور کنیم:
شهرت تکبعدی و یکوجهی نیست. شهرت و مقبولیت، ابعاد و وزنهای مختلفی دارد.
شهرت گاهی شما را خیلی بالا میبرد، گاهی هم شما را اذیت میکند؛ عرش به فرش یا برعکس…
ما همیشه فکر میکنیم مشهور بودن لزوماً مطلوب بودن است، در صورتی که شهرت هم حُسن است و هم قُبح. یعنی:
شما میتواند به صفات بد یا نامطلوب بین مخاطبین برند مشهور باشید (که کارکرد منفی دارد). برند شما شکل نامناسب و ناهنجاری در ذهن مخاطب ثبت شده باشد. مشهورید، اما مطلوب نیستید (منفورید).
انواع شهرت

برندها بهصورت خلاصه حداقل دو وجه از شهرت را یدک میکشند:
- شهرت خوب
- شهرت بد
و اینجاست که نقش شخصیت برند، مدیریت برند و استراتژی برند بسیار مهم میشود.
شهرت همیشه بُعد مثبت و ارزشمندی ندارد. حواسمان باشد دچار شهرت بد یا شهرت زرد نشویم.
انتخابهای ما، تصمیمات ما، میزان دانش و عمق ما، انتخاب دوستان و اطرافیان ما، محتوایی که بهاشتراک میگذاریم و نهایتاً میزان نه گفتنها یا همهجا نبودنهای ما، نقش مهمی در شکلدهی سبزِ آوازه و عیار ما دارد.
شما و برند شخصیتان

شما چه صاحب یک کسبوکار آنلاین هستید، چه یک پزشک متخصص یا وکیل، طراح هستید، مهندسید یا مدیر یک شرکت، کارمندید یا مشاور، در نهایت در ذهن مخاطبین و مشتریان خود شهرتی دارید.
جنس و نوع این شهرت میتواند باعث مطلوب شدن شما و معرفی شدن شما و کارتان به دیگران شود، میتواند هم متأسفانه به بدنامی یا صفتی تلخ و بد از شما یاد شود که این یعنی شکستن اعتبار پرسونال برند شما و از دست دادن کلی مخاطب و مشتری و پول.
برای همین همیشه توصیه میکنیم که مدیریت و کنترل شهرت از خود شهرت سختتر و مهمتر است.
افراد موفق در هر رشته و موقعیت و تخصصی که دارند، مدیر خوبی هستند. آنها تا میتوانند برند شخصی یکپارچه میسازند؛ یعنی درون و بیرونشان یکدست است تا به نیکی شهره شوند.
شما چه برنامهای برای مدیریت برند شخصی خود دارید؟
امید ملائکه – مدرس و مشاور پرسونال برندینگ

2 دیدگاه دربارهٔ «شهرت چیست و آیا شهرت انواع دارد؟»
بسیار عالی و مفید
ممنون از حسن نظر شما