برندینگ شخصی تنها یک ویترین تبلیغاتی نیست، بلکه ترکیبی استراتژیک از تخصص (دانش) و منش (اخلاق) است که مانند یک وکیل در غیاب شما از اعتبارتان دفاع میکند. برای موفقیت در این مسیر، باید طبق مدل سایمون سینک، ابتدا از «چرا» شروع کرده و با پاسخ به پرسشهای بنیادین، یک تجربه منسجم برند (Consistent Brand Experience) خلق کنید تا مشتریان باکیفیتتری جذب کرده و قدرت چانهزنی خود را افزایش دهید.
برندینگ
چرا تعویض شغل و آدرس، مشکل شما را حل نمیکند؟
ریچارد کارلسون میگوید: “یادتان باشد که تنها چیزی که همیشه با خودتان به هر جایی حمل میکنید، «خودتان» است. قبل از تعویض دوست، شغل یا آدرستان، خودتان را عوض کنید.”
بسیاری از متخصصین گمان میکنند با تغییر محیط یا عنوان شغلی، به موفقیت میرسند؛ اما واقعیت این است که وقتی از برندینگ شخصی یا برندسازی برای اشخاص صحبت میکنیم، فقط درباره رازهای دیدهشدن، عکسهای زیبا، شهرت، تبلیغات بیلبورد، اینستاگرام یا بازاریابی شخصی نمیگوییم. گرچه یک متخصص با پرسونال برند جذاب، خوشپوش، خوشبو و با اتیکت است، اما تمامِ برند شخصی، چهره بیرونی و پوسته زیبا نیست.
کالبدشکافی برند شخصی؛ داستان یک وعده عمیق
Quick Answer: برند، داستان یک وعده و یک احساس قلبی و عمیق درباره چیزی است که میتواند محصول، مکان جغرافیایی یا یک شخص باشد. جدیدترین و حیاتیترین نوع آن، برند شخصی است.
ما وقتی درباره برند شخصی صحبت میکنیم، با یک فرد روبهرو هستیم؛ با شخصیتی متفاوت، حرفه و فن مختلف، آرزوها و تخصصهای گوناگون.
مدل دو بال در برندینگ شخصی
برند شخصی دو بال اصلی دارد:
- بال تخصص: دانش، مهارت و حرفهای بودن.
- بال منش: اخلاق خوش که شخصیت زیبا را میسازد.
این دو مؤلفه به تنهایی کار نمیکنند و باید در مسیر برندسازی شخصی، هر دو کنار هم باشند. برند شخصی شما، وکیل شماست تا در غیاب یا حضورتان بهخوبی از شما دفاع کند تا کمترین صدمه را ببینید. وقتی شما در حوزه شغلی خود دارای عیار و اعتبار باشید، حسن شهرت، آوازه و نام نیک پیدا میکنید و این یعنی شنیدهشدن و مخاطب پیدا کردن.
پایان عصر نسخههای واحد
یک نکته را بپذیریم که در دنیای دیجیتالشده امروز و در حوزه برندسازی شخصی، نمیشود نسخهای واحد برای همه پیچید. نسخههای تکجملهای و کلیگویی نهایتاً شاید فقط بتواند پوستهای زیبا از شما بسازد. اما میتوان نکات یا سوالاتی را مطرح کرد تا در حوزه کاری خود بهتر دیده و شنیده شوید. مطالعات علمی نشان میدهد مردم حاضرند به پرسونال برندها پول بیشتری پرداخت کنند و اطمینان بیشتری هم به آنها دارند.
چرا متخصصین به برندسازی شخصی نیاز مبرم دارند؟
پاسخ کوتاه: برندسازی شخصی با ایجاد اعتماد و اعتبار، باعث کاهش چانهزنی بر سر قیمت، جذب مشتریان باکیفیت و باز شدن درهای فرصتهای شغلی سطح بالا میشود.
این باور که پرسونال برندینگ ویژه افراد مطرح، هنرمندان، ورزشکاران، پزشکان و وکلا است، نگرشی کاملاً اشتباه است. در دنیای شلوغ امروزی که همه به دنبال دیدهشدن و افزایش درآمد هستند، مردم به دنبال افرادی میگردند که در حوزه خود نام، نشان و آوازه خوبی دارند و این مختص به مدیران ردهبالا نیست.
هر کسی در هر جایگاهی دارای یک برند در ذهن مخاطبین خود است. این برند باید بهصورت دقیق و احساسی مدیریت و کنترل شود تا یک «تجربه منسجم و یکپارچه برند» (Consistent Brand Experience) را بسازید. اگر شما برند شخصی خودتان را نسازید، مشتریان از نگاه خودشان این کار را برای شما انجام میدهند.
۱۰ دستاورد و مزیت اصلی پرسونال برندینگ
اکثر افراد میپرسند: چرا برندینگ مهم است؟ کار من نیاز به شهرت ندارد. در پاسخ باید گفت برندسازی شخصی مزایای زیر را به همراه دارد:
- به شما این امکان را میدهد که برتری مشخص و معناداری نسبت به رقیب خود داشته باشید.
- اعتماد و اعتبار بیشتری در بین مخاطبین حوزه کاری خود ایجاد میکند.
- فرصتهای جدید و حرفهای ایجاد میکند.
- به جذب مشتریان بهتر و باکیفیتتر کمک میکند.
- به شما کمک میکند تا به اهداف شخصی و شغلی خود بهصورت موازی دست پیدا کنید (موفقیت شخصی و شغلی در کنار هم).
- درآمد بیشتر و مخاطب هدف بیشتری خواهید داشت.
- میزان چانهزنی قیمت با شما کمتر میشود؛ زیرا مطرحتر هستید و قابلیت محبوبیت بیشتری دارید.
- افرادی با شما ارتباط میگیرند که همسطح یا بالاتر از موقعیت شما هستند؛ که باعث میشود دایره اجتماعی و ارتباطی بهتری پیدا کنید.
- افراد، کارمندان یا دستیارانی که دوست دارید کنارتان باشند، شما را انتخاب میکنند.
- شما را متعهد میکند و سوق میدهد که زیبا باشید، زیبا بپوشید، خوشبو باشید، خودتان و سلامتیتان را جدیتر بگیرید؛ یعنی چارچوب پیدا میکنید.
از کجا برندسازی خود را آغاز کنیم؟ (نقشه راه عملی)
سایمون سینک در کتاب «با چرا شروع کنید» میگوید: “همه چیز از چرا شروع میشود و نه چگونگی. اگر سوالات خوب بپرسید، میتوانید چگونگی موفقیت را هم لمس کنید.”
پس ابتدا سوالات زیر را از خود بپرسید و جواب آنها را یادداشت کنید:
- چیستی (What): من دقیقاً چهکاری میکنم یا میخواهم بکنم؟
- چرایی (Why): چرا باید این کار را انجام دهم؟
- زمان (When): از کِی باید شروع کنم؟
- مکان (Where): من دقیقاً کجا هستم و کجا قرار است بروم یا باید باشم؟
- کیستی (Who): من دقیقاً که هستم؟ چهکسانی مخاطبین من هستند؟
- چگونگی (How): من چگونه باید حرکت کنم؟ چگونه باید هر روز برند بهتری داشته باشم؟
خلاصه این سوالات یعنی شما باید بدانید: کِی هستید، به چه چیزی واقعاً باور دارید، شخصیتتان چطور است، بر چه چیزی تمرکز و علاقه دارید، مخاطب هدفتان کیست، نقطه تفاوتتان چیست، چه ارزش متفاوتی ارائه میدهید و داستان و سابقهتان چیست.
سوالات متداول
خیر؛ هر فردی در هر جایگاهی دارای یک برند در ذهن مخاطبین خود است. مدیریت این برند برای افزایش درآمد و اعتبار، برای تمام تخصصها ضروری است.
طبق متد سایمون سینک، باید با «چرا» شروع کنید. کشف هدف غایی، ارزشهای درونی و پاسخ به ۶ پرسش کلیدی (چیستی، چرایی، زمان، مکان، کیستی و چگونگی) نقطه صفر مرزی در برندینگ است.
برندینگ باعث ایجاد «حسن شهرت» و برتری معنادار نسبت به رقبا میشود. در نتیجه، اعتماد مخاطب جلب شده، میزان چانهزنی کاهش یافته و تقاضا برای خدمات شما با قیمتهای بالاتر افزایش مییابد.
